« روضه‌ی رمضانیه | صفحه‌ی اصلی | لقمه‌ی رمضانیه »

افطار لندنیّه


دم افطار است به وقت اینجا. افشاری شجریان را گذاشته‌ام از روی طربستان. درس‌هایم دارد خیلی سنگین می‌شود. ماه عسل‌ام دیگر تمام شد. نشسته‌ام تنها، بارها گفته‌ام که غروب را دوست ندارم.
...
لب فروبند از طعام و از شراب/ سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی/ پر ز گوهرهای اجلالی کنی
چند خوردی چرب و شیرین از طعام/ امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر/ یک شبی بیدار شو دولت بگیر
-    کاش باشد.
-    هست.
-    کاش می‌توانستم به همین تیقن که تو می‌گویی بگویم.
-    دعا کن.
-    دعا؟
-    بخواه.
-    خواستم.
-    روزه‌ات قبول.
-    روزه؟ کدام روزه. من فقط یک روز فقهیدم.
-    چه؟
-    منظورم این است که بر سلوک توصیه شده‌ی فقیهان نخوردم و ننوشیدم. همین.
-    به چه امیدی؟
-    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل.

حالا ربنا را گذاشتم.
ربنا لاتزد زیغ قلوبنا
-    غلط می خوانی که...
-    این ربنای خودم است...
-    و هب لنا من لدنک هدی...




 

مطالب مرتبط

در سوز ساز

حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»

اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!

عاشورا: روایت چل‌تکه

مقصد: عاشورای امجد

زین پس چو نباشیم...

اطلب الرفیق ولو بالسایبر

به باد ده سر و دستار عالمی

آن‌چزها که آرام‌ام می‌کند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی

که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟

بازی شب یلدا با تاخیر

شین مثل برهان شر: میم مثل مادر

پیر خرابات و لطف دائم‌اش

گاهی آن‌کس که حقیقت را می‌گوید بی‌شرف است(؟)

خزانِ آرزو و باز هم برهان شر

کام‌ام از تلخی غم چون طنز گشت

درباره‌ی خدایگان خواب و مطالعه

فربه‌تر از فردید

دیدار دوم با مهدی جامی

میرزاوزیری و یک شب خوب

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4285

نظرها

جناب میردامادی با این پستهای اخیرتان بدجوری حال و هوای مهاجرت را که مدتی بود در ما مرده بود را زنده کردید.

حس مشرک فقهیدن.همین و بس.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)